تبليغاتX
لحظه های با تو بودن - پست چهل و هشتم

لحظه های با تو بودن
پست چهل و هشتم

باسلام ...

خیلی دلتنگ وبلاگستان هستم خیلی !

وبلاگ خونی و وبلاگ نویسی از محل کار یه شور و حال دیگه ای داره !وقتی آنلاین وبلاگ هارو میخونی و کامنت میزای و آنلاین جواب میخونی واقعا لذت بخشه !

وبلاگستان از خونه رو وقتی میدونم هیچ کدومتون اون لحظه نیستید دوست ندارم دلم هم میگیره ...

هرچند کاچی به ز هیچی !


و اما اندراحوالات من و همسری ...بی ماشینی که دیگه واقعا بهم فشار آورده و کمی تا حدودی دلم گرفته !خداکنه بدقولی نکنند که معمولا میکنند !خداکنه ماشینمون رو سرموعدش تحویل بدن!

راستی جمعه خانواده همسری و جاریم اینهارو دعوت کردم ! از پنج شنبه عصری گلودرد و گوش درد گرفته بودم و هی میگفتم چه شکری خوردم مهمون دعوت کردم !همسری نازم هم خیلی کمک کرد و من فقط یکم خونه رو مرتب کردم و گردگیری کردم !همسری خودش هم جارو کرد و هم سرامیک هارو تمیز کرد !

جمعه هم وقتی ازخواب پاشدم گلوم خیلی درد میکرد ولی دیگه شروع کردم به غذادرست کردن و سالاد درست کردن و غیره ..همسری هم هی میومد کمک میکرد و نوازشم میکرد و میگفت حالت خوبه ؟

راستی بابای همسری برای اولین بار بعد از اینکه غذاخورد ازم تشکر کرد !اونم کاملا رسمی !بابای همسری رو هیچ وقت دوست نداشتم و ندارم!همه کلی هم از دستپختم تعریف کردند !

رفتارهای بابای همسری هیچ وقت برام قابل هضم نیست !یادتونه که یه چشمه هایشو تو وقبلیم گفته بودم

نمیدونم !اصلا قابل مقایسه با پدر بزرگم(بابای بابام )نیست .بابا بزرگ رفتارش با مامان همیشه خیلی صمیمانه بود ..وقتی مامان خواب بود میرفت سرشو میبوسد و قربون صدقش میرفت !ولی ...

هیچ وقت کوچیکترین توقع مادی ازشون نداشتیم و نخواهیم داشت ...وروزی خداروهزاران مرتبه شکر میکنم که اینقدر شوهر با عرضه و جربزه ای دارم که یه اپسیلون احتیاج به کمک نداره و همیشه روپای خودش هست !ولی چرخوندن زبون و حمایت روانی و عاطفی  که خرجی نداره ،داره ؟؟

همیشه در این مواقع به خودم نهیب میزنم که آلاله طبق اصل دراین عالم کسی بی غم نباشد اگر باشد بنی آدم نباشد این هم غم تو !!! بی خیاللللللللللللللللل!ولی ...

ببخشید اگه ناراحتتون کردم ولی دوست داشتم اینجا بنویسم که هم قدر فامیلای همسرتون رو بدونین و هم خودم آروم بشم ...

 


راستی عید قرار شد بریم یزد !دوشب هم هتل رزرو کردیم پولشم از الان ریخیتم !هتل 4ستاره سنتی هم هست هوراااااااااااا!عاشق چیزای سنتی هستم !به همسری چندروزپیشا میگم دلم یه خونه کاملا سنتی حیاط دار میخواد به سبک کاملا قدیمی و دکوراسیون و میبلمان قدیمی !اصلا سبک های مدرن و فانتزی رو دوست ندارم شیک هستند ولی اصلا به آدم آرامش نمیدن یه سردی خاصی دارند ولی سبک های و دکوراسیون های سنتی خیلی به آدم آرامش میدن !حداقل برای من که اینطوره !

 


راستی همسری از سه شنبه میره اصفهان یه سمیناری دعوت شده یعنی مقاله ای ارسال کرده و مقاله پذیرفته شده !البته از طرف محل کارش میره با چندتا دیگه از همکاراش که خودش میگه همشون ادم های باحالی هستند !از الان که غصم گرفته تا پنج شنبه هم نمیاد !ولی امیدوارم بهش خوش بگذره !

احتمالا مامان میاد پیشم میمونه شاید تا آخر هفته نتونم آپ کنم چون صبح تا عصر که سرکارم و مامان تنهاست نمیشه هم وقتی از سرکار میام بیام بشینم پای نت !

 

ببخشید میدونم همش غر زدم و پراکنده گویی هم کردم برام دعا کنید خیلی خیلی دوستون دارم !

 

پی نوشت : سعی کردم بهمتون سربزنم اگه بعضیا از قلم افتادن به بزرگی خودشون بخشند !

 

 


لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:23 توسط آلاله |