تبليغاتX
لحظه های با تو بودن - پست پنجاه و یکم :چهارشنبه عجیب و غریب

لحظه های با تو بودن
پست پنجاه و یکم :چهارشنبه عجیب و غریب

سلام مهربوناااااااااا !دلم براتون خیلی تنگ شده !

خیلی اجمالی گزارش این مدت رو بهتون میدم !

چهارشنبه خیلی روز عجیب غریبی بود

1-     شب قبلش کیف پول همسری دستم بود رفتم از داروخانه چیزی بگیرم گمش کردم کلی هم کارت توش بود و از همه بدتر کارت سوخت همکارش !

2-     با مدیرمون دعوام شد و ساعت 10 همسری اومد جلوی شرکتمون که سوئیچ ماشین ازم بگیره بره حول و حوش داروخانه شمارشو به مغازه دارها بسپاره دید چشام قرمزه گفت وسائلتو جمع کن بریم دیگه نمیخواد اینجا کار کنی برای یه ادم قدرنشناس !

 

حالانتایج : همون چهارشنبه در بهت و ناباوری من و همسری درحالی که من هزار تا نذرو رازو نیاز کرده بودم یه آقای شیرپاک خورده ای  کیف پول مارو پیدا میکنه و چون کارت محل کار همسری هم توش بوده میاره میده اونجا !و همسری هم از ذوقش هرچی پول نقد تو کیفش بوده بهشون مژدگانی میده (مرسی آقای محترم ان شااله که هررررررررررررر چی از خدا میخوای خدا بهت بده )

 

امروز هم رفتم استعفا مو دادم به دفتر دارمون که بده به مدیر چون نمیخواستم باهاش چشم تو چشم بشم که چند ثانیه بعد مدیرمون زنگ زد و گفت با استعفات موافقت نمیکنم !غیر مستقیم هم ازم معذرت خواهی کرد !البته به همکارم هم چهارشنبه گفته بود زنگ بزن خانم فلانی بگو بیاد !کاره ادم عصبانی میشه یه چیزی میگه !

ولی من که میدونم اون فقط نگران کار خودش هست و بس ...نیروی انسانی کوچکترین ارزشی براش نداره !

 

آهااااااااااااان الان یه آلاله مو تنباکوئی داره این پستو مینویسه !چهارشنبه برای این که روحیم خوب شه رفتم موهامو تنباکوئی کردم و الانم بسیار راضی هستم !

 

دیشب هم رفتیم خرید من یه مانتو و کیف خریدم و برای همسری هم برای تولدش یه شلوار و یه بلوز !مامان هم پول داده بود که از طرفش برای همسری چیزی بگیرم که یه کت اسپرت برای همسری گرفتم !

 

هرورز به همکار هم اتفاقیم میگم پس کی بهار میاد من دلم سفر میخواد شمال میخواد!دیدو بازدید میخواد !اونممم میگه آلی کچل کردی منو چشم رو هم بزاری میاد !

 

بهاااااااااااااااااااااااار چقدردیگه صدات کنم !نمیبینی چقدر منتظرتم زودی بیااااااااااااا !

راستی این عکسو به درخواست پرنیان جون گذاشتم ! چون روی میز شیشه ای گذاشتم سایشون افتاده !


لينك | نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 22:46 توسط آلاله |